مشاوره خانواده و زوج درمانی

مشاوره خانواده و زوج درمانی به روش سی بی تی در کلینیک آینده

مشاوره خانواده و زوج درمانی به روش سی بی تی در کلینیک آینده

آیا میدانید بسیاری از مشکلات اضطرابی، پرخاشگری، بد خوابیدن، بد غذایی و اختلالات یادگیری کودک شما ممکن است در اختلافات زناشویی شما ریشه داشته باشد.

بی اعتمادی بین والدین، مشاجرات تکرار شونده و ارتباط ناکارآمد والدین میتواند منجر به مشکلات رفتاری در کودک شما بشود.

با حل مشکلات زناشویی و ایجاد ارتباط عاطفی عمیق با همسرتان می توانید در کاهش مشکلات کودک خود سهم بسزایی داشته باشید.

مشاوره خانواده و زوج درمانی سی بی تی (CBT) توسط  خانم دکترمرجان معنوی در کلینیک آینده واقع در شهر کرج انجام میشود.جهت اخذ نوبت با شماره تلفن : 02634431369 تماس بگیرید.

ادامه مطلب

مدیریت مشکلات رفتاری کودکان

مدیریت مشکلات رفتاری کودکان

مدیریت رفتاری چیست؟
  • راهبردهای تغییر رفتاری که شما از کودک می بینید و می توانید آن را توصیف کنید.
  • مدیریت رفتار به شما می آموزد که چطور شرایط فعلی را به شرایط بهتر تغییر دهید.
  • روش های مناسب آموزش به کودک است.
  • مدیریت رفتاری نشان می دهد که راهبردی کارایی دارد یا خیر قابل اندازه گیری و تغییر است یا خیر.

اما …

  • لزوما دوای همه‌ی دردها نیست. مدیریت رفتار نیاز به تعهد و تغییر رویکرد های شما دارد.
  • یک دیدگاه نیست- مجموعه پاسخی به مشکلات خاص نیست. مهارت های مشاهده دقیق نیازمند رشد آگاهی در مورد چرایی و چگونگی رفتارهای کودک است.
اصول نظریه رفتاری
  • نظریه های رفتاری معتقدند: رفتارها در نتیجه پیامدهایشان آموخته می شوند (قانون پیامد).
  • پیامدهای مثبت شانس وقوع مجدد رفتار را افزایش می دهد
  • پیامدهای منفی اگر درست اجرا شوند شانس وقوع مجدد رفتار را کاهش می دهد
رفتارهای مشکل آفرین کدامند؟

رفتارهای مشل آفرین اغلب رفتارهای چالش برانگیزی هستند که نیاز به فهمیده شدن معنی آن دارند. پرخاشگری، آسیب به خود و حرکات کلیشه ای و دیگر رفتارهای در هم گسیخته می توانند کارکردهای ارتباطی مانند موارد زیر داشته باشند:

  • نشان دادن نیاز به کمک یا توجه
  • دوری کردن از شرایط تنش زا یا فعالیت ها
  • بدست آوردن چیزهایی که می خواهد
  • اعتراض علیه وقایع و فعالیت های ناخوشایند
  • یافتن محرک

 

مدیریت مشکلات رفتاری کودکان
مدیریت مشکلات رفتاری کودکان

اگر کارکرد رفتاربتواند منظور کودک را برآورده سازد، ممکن است رفتار نامناسب جایگزین رفتارهای مناسب شود.

به یاد داشته باشیم که والدین دلیل بد رفتاری های کودک نیستند اما در ماندگاری و تشدید مشکلات رفتاری نقش مهمی دارند.

به یاد داشته باشیم که کودکان موجوداتی هوشمند و بالفطره در تلاش برای حل مشکل هستند (متاسفانه برخوردهای سرکوبگرانه محیط این توانایی بالفطره کودکان از بین می رود) که برای رفع خواسته های خود ممکن است از رفتارهای ناپسند استفاده کنند.

به یاد داشته باشیم که هر چند والدین مخاطب تکنیک های مدیریت رفتار هستند، اما کودکان هم می توانند در این فرایند سهیم باشند.

بنابراین مدیریت رفتار به شناسایی، اندازه گیری، کاهش، حذف و جایگزینی رفتارهای منفی می‌پردازد.

ادامه مطلب
رفتار با کودک بیش فعال

توصیه هایی برای رفتار با کودک بیش فعال

توصیه هایی برای رفتار با کودک بیش فعال

حتما دیگر همه می دانیم که بیش فعالی در کودکان چه بیماری‌ای است و کودکان بیش‌فعال چه علائمی را از خود نشان می‌دهند؛ بی‌قراری، کم‌توجهی، بی‌دقتی و خیلی از علائم مشابه که البته اگر تا سن خاصی ادامه یافته و درمان نشوند، حتما کودک را در بزرگسالی به سمت رفتارهای پرخطر سوق می‌دهند.

البته شاید خیلی از والدینی که چنین فرزندانی دارند، هنوز نمی دانند که در برابر بیش فعالی کودک خود چه عکس العملی را باید نشان دهند. راهکارهای زیر ممکن است در این مورد به شما کمک کنند:

۱) فرزند شما همان کاری را انجام می دهد که شما انجام می دهید فرزندان شما برای این که چگونه در دنیای بیرون رفتار کنند، از رفتار شما الگو می گیرند. شما باید از رفتار خودتان برای راهنمایی فرزندتان کمک بگیرید.

اگر می خواهید فرزندتان کلمه «لطفا» را به کار برد، خودتان نباید استفاده از این کلمه را فراموش کنید. اگر می خواهید فرزندتان با صدای بلند صحبت نکند، باید صدای خود را همیشه در حد معقول نگه دارید. فراموش نکنید آنچه که در عمل ثابت می کنید، بسیار مهم تر از آن است که حرفش را می زنید.

۲) احساستان را به فرزندتان نشان دهید صادقانه به فرزندتان نشان دهید که رفتار او چه تاثیری در شما می گذارد. احساسات فرزند شما از خود شما تاثیر می پذیرد. شما برای فرزندتان شبیه یک آینه هستید. او احساسات و رفتار شما را دریافت می کند و بازتاب می دهد.

در سن ۳ سالگی کودک می تواند احساسات خود را به صورت واقعی نشان دهد. یک مثال ساده؛ وقتی شما می گویید: «من از این زندگی خسته شده ام» و با ضمیر«من» جمله را آغاز می کنید، به فرزندتان این امکان را می دهید که زندگی را از دیدگاه شما ببیند. بنابراین در انتخاب جملاتتان بسیار دقیق باشید.

۳) فرزندتان را به کار خوب تشویق کنید وقتی فرزندتان به گونه ای رفتار می کند که شما می پسندید، می توانید او را با جملاتی مثبت تشویق کنید. وقتی فرزندتان تکالیفش را به موقع انجام می دهد، به او بگویید: «من به داشتن پسر یا دختری مثل تو افتخار می کنم».

۴ ) دوستانه در مقابل فرزندتان زانو بزنید زانو زدن روی زمین به طوری که در مقابل فرزندتان قرار بگیرید، یکی از قوی ترین راه های ارتباط مثبت با او است. وقتی به فرزندتان نزدیک می شوید، به او اجازه می دهید تا از آهنگ صدای شما آنچه را که فکر می کنید، دریافت کند و بر آنچه مورد نظر شماست تمرکز کند. وقتی توجه او را به خود جلب کنید، دیگر لازم نیست با اجبار او را وادار به این کار کنید.

۵) برای فرزندتان یک شنونده خوب باشید گوش کردن به عقاید فرزندتان یکی از راه های کنترل کردن آنهاست. فرزند شما برای این که نمی تواند عقاید خود را خوب مطرح کند، دچار نا امیدی می شود. شما می توانید با یک جمله ساده از بروز این نا امیدی جلوگیری کنید؛ مثل «من می دونم تو چه احساسی داری و کاملا درکت می کنم». با این جلمه به او کمک می کنید که بر کشمکش های درونی خود غلبه کند. به او ثابت می کنید عقاید او مورد احترام شماست.

۶) به قولتان عمل کنید زمانی که بر اساس قول هایی که داده اید عمل می کنید، چه خوب و چه بد، فرزندتان به شما اعتماد خواهد کرد و به شما احترام می گذارد. بنابراین وقتی به او قول می دهید پس از مرتب کردن اتاقش او را به پارک می برید، باید به قولتان عمل کنید.

یا وقتی قول می دهید موقعی که با شما به کتابخانه می آید اگر آرام باشد او را به شهر بازی می برید، ولی او بر خلاف نظر شما عمل می کند، اصلا لازم نیست به او اعتراض کنید. فقط به آنچه که قول داده بودید، عمل نکنید. همیشه عمل کردن بسیار مهم تر از حرف زدن در مورد چیزی است.

۷) وسایل با ارزش را از دسترس فرزندتان دور نگه دارید وقتی عینک شما وسیله جالبی برای بازی در نظر فرزندتان است، فراموش نکنید که او نمی داند نباید با خیلی از وسایل ضروری بازی کند. کافی است این وسایل را از دسترس فرزندتان دور کنید.

۸) مرزهای مشخص بین خودتان و فرزندتان قرار دهید قبل از این که در امور شخصی فرزندتان دخالت کنید، بهتر است از خود بپرسید آیا این دخالت واقعا لازم است بهتر است درخواست ها و دستورالعمل ها و پاسخ های منفی را به حداقل ممکن برسانید تا از بروز کشمکش های درونی و احساسات نا هنجار جلوگیری کنید.

۹) فرزند شما باید بداند که با داد و فریاد کاری از پیش نمی برد فرزند شما با داد و فریاد چیزی را از شما می خواهد ولی با توجه کردن به داد و فریادهایش او را بیشتر به این کار تشویق می کنید.

در این مواقع به او بگویید نه! یعنی نه! و تحت هیچ شرایطی این کار را برای او انجام نمی دهید. اگر به او بگویید نه یعنی نه، ولی آن کار را برای او انجام دهید، او عادت می کند برای درخواست کوچک ترین چیزی ناله و شکایت کند و می داند در نهایت موفق می شود. باید از ایجاد این حس در فرزندتان جلوگیری کنید و به او یاد دهید که باید قوی باشد.

۱۰) خواسته هایتان را مثبت و آسان با فرزندتان مطرح کنید اگر خواسته ها یتان را واضح و ساده با فرزندتان در میان بگذارید، او می داند که شما از او چه انتظاراتی دارید و تفکر او را در یک مسیر مثبت قرار می دهید. برای مثال به جای استفاده از حالت منفی جمله «در را باز نگذار» از حالت مثبت«لطفا در را ببند» استفاده کنید.

۱۱) به فرزندتان مسئولیت و فرصت تجربه دهید وقتی فرزندتان رو به رشد می رود، مسئولیت رفتارش را به خود او واگذار کنید و به او اجازه دهید تا مراحل طبیعی رشد رفتاری را خودش تجربه کند. لازم نیست که همیشه شما مسئولیت هایش را به او گوشزد کنید. با توجه زیاد به فرزندتان حس مسئولیت پذیری را از او سلب می کنید. شما باید به فرزندتان فرصت دهید تا خودش به نتایج منطقی برسد.

۱۲) هر چیزی را یک بار به فرزندتان بگویید و به او فرصت حرکت دهید انتقاد دائم از فرزندتان نه تنها کاری از پیش نمی برد بلکه فقط باعث خستگی خود شما می شود. اگر می خواهید فرزندتان با شما همکاری کند، بهتر است با یک بازی ساده از او بخواهید کاری را که می خواهید، انجام دهد.

در این بازی شما از فرزندتان در انجام کاری کمک می گیرید، از شماره یک تا شماره ۳ بشمارید، با توجه به کاری که به او سپرده اید زمان بین شماره یک تا۳ را در نظر بگیرید. اهمیت بازی را به او یادآوری کنید و شروع به شمارش کنید. در این فاصله او باید آن کارا انجام دهد.

۱۳) به فرزندتان ارزش دهید و به او نشان دهید که فرد مهمی است فرزند شما دوست دارد که در امور خانواده سهیم باشد. شما می توانید با واگذار کردن کارهای خیلی ساده منزل یا کارهایی که فرزندتان می تواند به سادگی از پس آنها بر بیاید، به او فرصت دهید تا نقش خود را به عنوان یک فرد مهم در امور خانه بازی کند.

این باعث می شود که فرزندتان اهمیت نقش خود را در خانه احساس کند. هر چه کارهای بیشتری به او بسپارید، او بیشتر تلاش می کند. سپردن کارهای بی خطر منزل به فرزندتان باعث می شود

▪ او تبدیل به فردی مسئول شود

▪ اعتماد به نفس در او به وجود آید

▪ به خود شما هم کمک کند.

۱۴) به فرزندتان فرصت دهید خودش از حقوقش دفاع کند در زندگی فرزند شما موقعیت هایی پیش می آید که او باید بتواند از حقوق خود دفاع کند. شما باید این موقعیت ها را به صورت ساده برای او فراهم کنید تا درصورت لزوم خود او بتواند از حقوقش بدون کمک شما دفاع کند.

۱۵) لبخند را به چهره فرزندتان هدیه دهید یکی دیگر از راه های کاهش تنش روانی و کشمکش های درونی فرزندتان این است که با او شوخی کنید. می توانید وانمود کنید که یک هیولای ضعیف هستید که او می تواند شما را شکست دهد یا صدای حیوانات را تقلید کنید. یک شوخی ساده لبخند را برای شما و فرزندتان به ارمغان می آورد.

ادامه مطلب
بیش فعالی کودکان

نشانه های بیش‌فعالی نقص توجه در سنین مختلف

نشانه های بیش‌فعالی نقص توجه در سنین مختلف

  • نشانه های بیش‌فعالی-نقص توجه در کودکان پیش دبستان – پایه دوم
  1. در شروع کارهای عادی مانند لباس پوشیدن یا جمع کردن اسباب بازی‌هایش مشکل دارد.
  2. اغلب راهنمایی‌ها را نادیده می‌گیرد و یا در دنبال کردن دستورات تاخیر می‌کند.
  3. هنگام غذا خوردن یا هنگام فعالیت های گروهی کنار دوستان همسنش به سختی می‌نشیند.
  4. هنگامی که از او انتظار می‌رود ساکت باشد، بلند ‌می‌شود، صحبت و بی قراری می‌کند.
  5. پایان دادن به یک فعالت و شروع یک کار دیگر برایش سخت است.
  6. کارهایش بیشتر سریع است تا دقیق.
  7. خیلی باید تکرار شود تا کودک کاری را متوقف کند و یا گوش به حرف شخصی کند.
  8. به زمان بیشتری برای متمرکز شدن نسبت به سایر همسالانش احتیاج دارد.
  9. وسایل را بدون اجازه برمی‌دارد.
  10. به نظر می‌رسد هر کاری را خودش می‌خواهد انجام می‌دهد و به حرف کسی گوش نمی‌دهد.
  11. به زمان و تشویق زیادی برای پایان دادن به فعالیت های روزمره نیاز دارد.
  12. در به یادآوری دستورات مشکل دارد.
  13. در بخاطر آوردن اصولی که یاد گرفته با مشکل روبرو است.
  14. برای مسائل جزیی بسش از حد ناراحت و ناامید می‌شود.
  • نشانه های بیش‌فعالی-نقص توجه در پایه سوم تا هفتم
  1. به سختی کاری را شروع می‌کند، مخصوصاً اگر فعالیت چند مرحله‌ای باشد.
  2. گاهی بسیار خسته و بی‌حوصله است.
  3. گاهی بی قرار است، و دقیقا زمانی که انتظار می‌رود ساکت باشد بسیار حرکت و سروصدا می‌کند.
  4. مسائلی که شنیده را زود فراموش می‌کند مگر اینکه برایش بسیار جذاب باشد.
  5. در نوشتن تکالیف عجله می‌کند یا آنها را با بی‌دقتی انجام می‌دهد.
  6. معمولا بنظر ‌می‌آید که در مدرسه و انجام دادن تکالیفش تلاش کافی نمی‌کند.
  7. تکالیف را جا می‌اندازد و یا تمرکزش را براحتی از دست می‌دهد.
  8. تکالیفش را بدون پایان دادن به آنها رها می‌کند.
  9. در بیاد آوری اتفاقات روزمره دچار مشکل است.
  10. معمولا در آوردن یادداشت های خانگی یا تحویل تکالیف دچار فراموشی است.
  11. فقط مسائل مربوط به خودش را پیگیری می‌کند (مثلاً چیزی را که به او قول داده شده را فراموش نمی‌کند ولی قول‌های خودش را به خاطر نمی‌آورد).
  12. تحمل ندارد و وسط حرف می‌پرد.
  13. درفکر کردن به عواقب کارها مشکل دارد.
  14. گاهی بدون در نظر گرفتن عواقب صحبت‌هایش، حرف می‌زند.
  15. بسیار آهسته کار می‌کند.
  16. در به اتمام رساندن کارها مشکل دارد (مانند امتحان دادن یا نوشتن یک گزارش از یک داستان).
  • نشانه های بیش‌فعالی-نقص توجه در نوجوانان
  1. در اولویت بندی و برنامه ریزی با مشکل روبه رو است.
  2. به سختی زمان را برای انجام تکالیف و کارهای دیگر تنظیم می‌کند و به سختی آنها را شروع می‌کند.
  3. هنگام گوش دادن قسمتی را نمی‌شنود و در هنگام خواندن قسمتی را جا می‌اندازد.
  4. گاهی نیاز است تا قسمتی از اطلاعات را بازخوانی کند و یا از سایرین سوال کند تا مطالب را بطور کامل متوجه شود.
  5. متمرکز ماندن برای او سخت است.
  6. اغلب از انجام کارها کنار می‌کشد مگر اینکه در حال انجام کاری بشدت جذاب باشد.
  7. اغلب تکالیفش را با عجله و با خطاهای فراوان انجام می‌دهد.
  8. اغلب به نظر می‌رسد که حداکثر توان خود را در مدرسه و تکالیف بکار نمی‌بندد.
  9. در بیاد آوری اطلاعات هنگامی که به آنها نیاز دارد، مشکل دارد.
  10. در طول امتحانات به مشکلاتی بر می‌خورد که بنظر شب قبل بخوبی آنها را بیاد می‌آورده است.
  11. در بیاد آوری اتفاقات روزانه دچار مشکل است.
  12. اغلب فراموش می‌کند که تکالیفش را بنویسد و کارهایش را انجام دهد.
  13. بصورت مبهم عمل می‌کند.
  14. حرف میزند بدون اینکه به نتیجه آن فکر کند.
  15. گاهی بسیار آهسته عمل می‌کند.
  16. با ضرب الاجل برای امتحانات و برای تکالیف مشکل دارد. اصلاً به نظر می‌رسد مفهوم ضرب الاجل را نمی‌فهمد.
  17. اغلب بی‌حال و مضطرب است.
  18. اغلب بنظر می‌رسد که نمی‌تواند از صحبت کردن یا بازی با چیزی که در دستش است، دست بکشد.

ادامه مطلب
چرا کودکم نمیخوابد؟

چرا کودکم نمیخوابد؟

چرا کودکم نمیخوابد؟

مشکلات و اختلالات شایع خواب شناخته شده در کودکان عبارتند از:

کودک در شروع خواب مشکل دارد یعنی سر ساعت مقرر به رخت‌خواب نمی‌رود یا به رخت‌خواب می‌رود ولی نمی‌خوابد.

در این صورت ممکن است کودک شما مشکل رفتارِ خواب داشته باشد. در این صورت این رفتار با تعدادی از رفتارهای دیگر نیز مرتبط است. به این معنی که ممکن است کودک در ساعت مشخص به رخت خواب نرود؛ بخواهد تا زمانی که بزرگترها بیدار هستند، بیدار بماند، یا بعد از رفتن به رخت‌خواب نتواند بخوابد؛ و یا به مدت لازم مناسب با سن نخوابد.

کودک به میزانی که باید بخوابد، می‌خوابد؛ ولی در طول روز کسل، بی حوصله و خواب‌آلود است.

 در این صورت ممکن است کودک مبتلا به آپنه (وقفه تنفسی) خواب باشد. برای مثال علائم آپنه عبارتند از: خروپف با صدای بلند، تنفس پر سر و صدا، تنفس پر زحمت، یا به طور مداوم با مکث تنفس کردن که در هر ساعت و مرحله‌ای از زمان خواب باعث بیدار شدن از خواب می‌شود. آپنه منجر به بی‌کیفیت شدن خواب می‌شود و می تواند با تعرق شدید کودک در خواب، تنفس از راه دهان، خوابیدن در موقعیت‌های نامناسب مثلا سر کلاس، و یا با سردرد صبحگاهی کودک همراه باشد. کودکان مبتلا به آپنه ممکن است در فرایند رشد و وزن‌گیری با مشکل مواجه شوند. کودکان مبتلا به آپنه بعد از بیدار شدن از خواب سرحال به نظر نمی‌رسند و ممکن است مشکلات رفتاری و یادگیری در مدرسه از خود نشان دهند.

آپنه در کودکان ممکن است ناشی از بزرگ بودن لوزه‌ها باشد. آپنه خواب برای کودکان بسیار آزار دهنده است و اغلب برای درمان نیاز به جراحی دارد که روش معمولی هم است. ویژگی هایی که کودکان را در معرض خطر آپنه قرار می‌دهد عبارتند از: چاقی کودک، مشکلات ساختاری استخوان بینی، سندرم داون، مشکلات عصب‌شناختی، عضلات ضعیف یا وجود شکاف کام.

مهمترین چیزهایی که باید در مورد مشکلات و اختلالات خواب کودکان بدانید

  • بیش از یک سوم کودکان در سن مدرسه مشکل خواب دارند.
  • خواب به هم ریخته شب عملکرد روزانه را سخت‌تر می‌کند. که همین باعث شروع مشکلات رفتاری و یادگیری می‌شود.
  • بسیاری از اوقات مشکل خواب کودکان به سادگی قابل تشخیص نیست، و والدین فقط احساس می‌کنند مشکلی هست ولی نمی دانند  که مشکل از چیست؟
  • بسیاری از مشکلات و احتلالات خواب می‌توانند برطرف شوند؛ بسیاری می‌توانند درمان شوند و تعدادی هم نمی توانند درمان و برطرف شوند ولی می‌توانند مدیریت شوند.
  • مبنای مشکلات خواب چیست؟ به کدام متخصصین باید مراجعه کرد و چونه باید درمان کرد؟

کودک نمی‌تواند بخوابد، مدام تکان می‌خورد یا پاها را حرکت می‌دهد و یا برای راه رفتن از تخت بیرون می‌آید. ممکن است کودک شما به نشانگان پاهای بی‌قرار مبتلا باشد که یک اختلال حرکتی است و موجب احساس نا آشنا در پاها می‌شود و وقتی ظاهر می‌شود که پاها در حال استراحتند یا وقتی که برای خوابیدن آماده می‌شود و دراز می‌کشد.

این احساس باعث تکان دادن پاها و یا راه رفتن می‌شود. وقتی آنها پاها را حرکت می‌دهند، برای کوتاه مدت احساس بهتری پیدا می‌کنند. اما این احساس بعد از مدت کوتاهی از بین می‌رود و آن احساس عجیب دوباره بر می‌گردد. این اتفاق دقیقا قبل از زمان خواب رخ می‌دهد. این بدین معنی است که نشانگان پاهای بی قرار باعث دشواری در شروع خواب و ادامه خواب می‌شود؛ و همین باعث بی کیفیت شدن خواب و منجر به مشکلات رفتاری و یادگیری در طول روز می‌شود. متخصص اطفال احتمالا می‌تواند به شما در تشخیص و درمان این مشکل کمک کند.

کودک شما اغلب در طول زمان خواب مکررا حرکت می‌کند، و صبح به نظر نمی رسد که خوب استراحت کرده باشد. هر چند که ممکن است به تناسب زمان خواب مورد نیاز سن خود حتی بیشتر هم خوابیده باشند. باز هم ممکن است فرزند شما در طول روز مشکلات رفتاری و یادگیری داشته باشد.

این مورد نیز نوعی سندروم حرکت عضوی در کودک است.

این نشانگان باعث می‌شود کودک در حین خواب یک اندام یا عضو خود را مدام تکان دهد (شبیه آنچه در تیک‌های حرکتی در طول روز اتفاق می‌افتد)، این حرکت بیشتر در پاها دیده می‌شود. اندام مکررا حرکت می‌کند تا اینکه برای ساعتی آرام می‌شود. بعد از سپری شدن این دوره حرکت مجدداً شروع می‌شود. که می‌تواند خواب کودک را مختل کند. این مشکل می‌تواند ناشی از مشکلات رفتاری، یادگیری و یا خواب در طی روز کودک باشد. در این موارد لازم است که پزشک متخصص کودک، کودک را معاینه و وجود این نشانگان را بررسی کند. مکمل‌های غذایی دارای آهن و درمان‌های روانپزشکی و مداخلات روانشناختی کاهنده مشکلات رفتاری و … می‌تواند به درمان این مشکل کمک کند.

کودک در نیمه شب اتفاقی بیدار می‌شود و مضطرب و نگران به نظر می‌رسد. ممکن است مجددا دست‌ها و پاها را تکان دهد و در یک موقعیت عجیب بخوابد. و در طول شب در خواب حرف بزند و یا اسامی افرادی را صدا بزند. این مشکل می‌تواند ناشی از پارا سومنیا (اختلالی که با رفتارهای غیر معمول و نابهنجار ناشی از مشکلات سیستم عصبی مغز در خواب مشخص می‌شود) باشد.

پاراسومنیا گروهی از مشکلات زمان خواب می‌باشد که در کودکان 2 تا 8 سال رایج می‌باشد.

انواع رایج آن وحشت‌زدگی‌های طول خواب، برانگیختگی‌های مبهم، راه رفتن در خواب، حرف زدن در خواب و کابوس‌های شبانه است. مشکل از این جا شروع می‌شود که کودکان به اندازه کافی نمی‌خوابند و دچار احساس تنش می‌شوند. این مشکل می‌تواند در خانواده جریان داشته باشد: کودکانی بیشتر در معرض خطر هستند والدین هم در طول کودکی مبتلا به پاراسومنیا بوده‌اند. پاراسومنیاها در کودکان عادی غالبا نیاز به درمان ندارند. مگر اینکه مکررا تکرار شوند و یا باعث آسیب به کودک شوند. والدین باید برخورد صحیح با پاراسومنیاها را یاد بگیرند.

کودک ممکن است تشنج‌های شبانه داشته باشد
 تشنج ممکن است قبل از به خواب رفتن، در طول خواب یا هنگامی که صبح از خواب بیدار می‌شود اتفاق بیافتد.

حتی ممکن است کودک در طول روز هیچ تشنجی نداشته باشد. احتمال تشنج در خواب بسیار کمتر از وحشت‌های شبانه است. کودک ممکن است در حین تشنج به اطراف حرکت کند؛ ممکن است لرزش داشته باشد؛ ممکن است بیدار شوند یا بیدار نشوند؛ ولی به نظر می‍رسد خوب می‌خوابند. این مشکلات منجر به مشکلات رفتاری و مشکل در مهارت‌های یادگیری روزانه می‌شوند. اگر مشکوک به تشتج‌های شبانه هستید حتماً با متخصص مغز و اعصاب و یا روانپزشک مشورت کنید.

اگر کودک در نیمه شب بیدار شود نمی‌خوابد، سخت می‌خوابد یا صبح خیلی زود بیدار می‌شود.

ممکن است کودک شما مبتلا به مشکل بیخوابی باشد.

این مشکل خواب زمانی دشوارتر می‌شود که به خواب رفتن و ادامه دادن خواب برای کودک سخت می‌شود. علت اغلب مشکل رفتار خواب، اضطراب یا افسردگی و تنش کودک است. یا اینکه کودک نمی‌تواند وضعیت مغز را از فعالیت‌های روزانه به وضعیت آرامش شبانه تغییر دهد. این مشکل هم می‌تواند منجر به مشکلات رفتاری و یادگیری کودک شود. عادات خوب خواب پیش از آغاز خواب و یا در طول خواب می‌تواند اوضاع را بهتر کند. این مشکل می‌تواند در کودک ماندگار شود.

کودک نمی‌تواند برای مدرسه رفتن به موقع بخوابد

به احتمال زیاد کودک شما از نشانگان تاخیر آغاز خواب رنج می‌برد

نشانگان تاخیر در آغاز خواب مشکل در تنظیم ساعت درونی بدن است. ساعت بدن همچنین به اسم ریتم شبانه‌روزی نیز شناخته می‌شود؛ که زمان خواب بدن را کنترل می‌کند. با وجود نشانگان تاخیر در آغاز خواب، ساعت بدن برای دیر خوابدن تربیت می‌شود. اما اگر شما بتوانید کودک را طوری عادت دهید که زود بخوابد می‌توانید ساعت خواب بدن را باز آموزی کنید. برای این کار، از 15 دقیقه زودتر رفتن به رخت‌خواب در هر شب از یک هفته شروع کنید (هر هفته 15 دقیقه زودتر رفتن به رخت‌خواب را تمرین کنید). این تغییر تدریجی گام به گام بهتر از تغییر یک‌باره است. مطمئن شوید که کودک از خارج محل خواب نور زیادی دریافت نمی‌کند، دریافت نور زیاد مانع به خواب رفتن می‌شود؛ به این ترتیب کودک خیلی زود خواهد خوابید. اگر با این تغییرات مشکل حل نشد مراجعه به متخصص ضروری است.

کودک در طول روز خواب‌آلود است. عضلات کودک شل و خسته است؛ با کوچکترین اتفاقی حتی خنده یا گریه کودک زمین می‌خورد و این مشکل در چند روز از هفته تکرار می‌شود.

ممکن است کودک شما از مشکل حمله خواب در رنج باشد.

این یک اختلال عصب شناختی خواب است. و مغز نمی‌تواند تمایل به خواب را در حالت بیداری کنترل کند. اگر کودک شما این مشکل را دارد ممکن است در طول روز احساس خواب آلودگی داشته باشد. این مشکل ممکن است با اختلال کاتاپلکسی (یک باره از دست دادن قوام عضلانی)  مرتبط باشد. در گروهی از انسان‌ها، مشکل ناشی از حمله خواب در طول روز است. برای اینکه متوجه شویم که کودکی مشکل دارد یا نه خواب کودک باید مشاهده شود. متخصصین کودک می‌توانند بعد از مشاهده رفتار خواب کودک برنامه مدیریت رفتار خواب و درمان آن را ارائه دهند.

کودک در طول روز بسیار خواب آلود است. اما دوره‌های ضعف عضلانی ندارد.

عوامل بسیاری می‌تواند علت باشد.

کودک به سختی صبح‌ها بیدار می‌شود، و هنوز خسته به نظر می‌رسد. در طی روز، کودک بیش فعال به نظر می‌رسد. زود عصبانی می‌شود. ممکن است کودک در مدرسه مشکلاتی در یادگیری، تمرکز و ماندن روی تکلیف داشته باشد. همچنین ممکن است کودک مشکلاتی در روابط اجتماعی با همسالان داشته باشد.

کودک ممکن است مشکل یا اختلال خواب داشته باشد.

ممکن است  قبل از پیدایش هشدار دهنده‌ها کودک مشکل یا اختلال خواب داشته باشد. رفتار خواب کودک باید خوب مشاهده شود. همچنین عملکرد روزانه کودک باید خوب مشاهده شود. باید نشانه‌های وجود مشکل خوب جستجو و بررسی شود. اگر به وجود نشانه‌ای شک کردید. ویژگی‌ها و موقعیت‌هایی را که نشانه‌ها را دیده‌اید به خاطر داشته باشید و برای پزشک کودک شرح دهید.


منبع : Sleep Problems and Sleep Disorders in School Aged Children. https://www.sleephealthfoundation.org.


ادامه مطلب
برگزاری دوره های فرزند پروری

برگزاری دوره های فرزند پروری در کرج

برگزاری دوره های فرزند پروری در کرج

برگزاری دوره های آموزش اصول فرزند پروری موفق در کلینیک روانشناسی کودک در کرج

سرفصل های کارگاه آموزش شیوه های تربیت کودک شامل موارد زیر میباشد:

  • آموزش تعامل مثبت بین والدین و فرزندان
  • آشنایی با علل بدرفتاری کودکان و روش های رفع بدرفتاری کودک
  • روش افزایش رفتارهای مطلوب و حرف شنوی کودکان
  • آموزش اصول صحیح تشویق و تنبیه کودک
  • آموزش روش های مدیریت بد رفتاری کودک
  • مدیریت مشکلات رفتاری آینده(پیش بینی مشکلات رفتاری آینده و چگونگی مدیریت آنها)

 

کلینیک مشاوره و کاردرمانی آینده در کرج جهت بالا بردن آگاهی خانواده هاو کمک به سلامت روان کودکان و به منظور کمک به ارتقای شیوه های تربیت موثر پدر و مادر ها این دوره های آموزشی را به صورت گروهی و همچنین خصوصی برگزار میکند.

مدرس دوره:

  • خانم دکتر زهرا امین آبادی (دکترای روانشناسی از دانشگاه علامه طباطبایی)
  • خانم مهدیه رییسی(کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی)
ادامه مطلب
اضطراب جدایی کودک از والدین در زمان رفتن به مهد کودک

مشکل رفتن به مهد کودک و درمان اضطراب جدایی

مشکل رفتن به مهد کودک و درمان اضطراب جدایی

ورود به محیط های جدید برای بسیاری از کودکان به علت نا آشنایی و نا توانی در پیش بینی اتفاقات و توقعات اضطراب زا است. اما ورود به محیط های جدید مثل مهد کودک و یا کلاس های گروهی جهت رشد مهارت های ارتباطی و اجتماعی از دو سالگی به بعد ضروری است.

برای شروع بی درد سر مهد کودک توصیه می شود :
  • پیش از حضور تمام وقت کودک در مهد او را چند باری با خود به مهد ببرید و اجازه دهید که با فضای مهد آشنا شود.
  • سعی کنید در این ساعت حضور کوتاه مدت در محوطه مهد با خوردن خوراکی های دوست داشتنی و بازی های جذاب به کودک بسیار خوش بگذرد.
  • تلاش کنید به فرزند خود کمک کنید دوستانی در مهد پیدا کند و با مربی ها ارتباط برقرار کند.
  • شروع حضور در مهد باید از ساعت های کم شروع شود و به تدریج افزایش یابد.
  • حتی اگر از نظر شما مربی یا سایرین در مهد رفتار اشتباهی داشتند در مقابل کودک ابراز ناراحتی و نگرانی نکنید بلکه در غیاب کودک مساله را حل کنید.
  • سعی کنید شما به عنوان والدین فقط حضور فیزیکی در مهد داشته باشید و کودک برای رفع نیازهایش از مربیان مهد کمک بگیرد.
  • نکات مثبت حضور در مهد را برای کودک پر رنگ جلوه بدهید و مداوم با هشدارهایی مانند این که “اگر تو را زدند و ….” کودک را از حضور در مهد نترسانید.
  • حتما سعی کنید همزمانی بین شروع مهد با مثلا جدا کردن جای خواب کودک  و یا سایر موارد اضطراب زا وجود نداشته باشد.
  • وقتی حضور مستقل در مهد شروع شد هرگز به کودک نگویید که “وقتی مهد می روی دلم برایت تنگ می شود”.
  • در روزهای اول حضور کودک در مهد سعی کنید حتما به موقع برای برگرداندن کودک به خانه دنبالش بروید و یا اگر کودک از سرویس استفاده می کند حتما سریع درب منزل را باز کنید.
  • به خاطر داشته باشید که کودکان با اضطراب جدایی به سختی از والدین جدا می شوند و احتمالا در مهد نمی مانند.

در صورتی که با رعایت نکات بالا مشکل مهد رفتن کودک شما حل نشد به متخصص روانشناس کودک در کرج مراجعه نمایید. تا با ارزیابی دقیق کودک شما راهکارهای موثر متناسب با کودکتان را ارایه کند.

بهترین روانشناس و بهترین مشاور در کرج می تواند با  طرح سوالات تخصصی از کودک و مادر علت وابستگی عاطفی کودک شما را شناسایی کند و موثر ترین درمان جهت کاهش اضطراب جدایی کودک دلبندتان را ارایه دهد.

ادامه مطلب
وقتی کودکی می گوید: "هیچ کس من را دوست ندارد!"

وقتی کودکی می گوید: “هیچ کس من را دوست ندارد!”

وقتی کودکی می گوید: “هیچ کس من را دوست ندارد!”

همه از من متنفرند!

هیچ کس با من دوست نمی‍شه!

اینها چیزهای خوبی نیستند که والدین می‌شنوند. والدین ممکن است به طور غریزی مساله را حل کنند یا به فرزندشان اطمینان دهند که این احساس درست نیست.

اما این پاسخ غریزی درست نیست! احساس “اینکه والدین فکر کنند مردم از فرزندشان نفرت دارند” دردناک است، و دردناک‌تر این است “که کودکی فکر کند کسی او را دوست ندارد” ضربه‌ای بسیار کاری است. بنابراین باید حل شوند.

یک پیشنهاد این است: ما مجبوریم خودمان را عقب نگه داریم؛ زیرا اگر این کار را نکنیم، ما به طور ناخواسته پیامی را که این احساسات بد است را به فرزندمان ارسال می کنیم، شاید آنها نمی توانند از این احساسات دست بردارند و مهمتر از همه، شاید مهارت های لازم را ندارند.”

کارشناسان بر این باورند که والدین باید به تمرکز بر آموزش فرزند خود برای کمک به خود بپردازند.

چنین شرایطی، هر چند سخت است اما فرصت مناسبی برای یادگیری‌ مهارت‌ها و پیچیدگی‌‌های دوست یابی  است.

با “هیچ کس من را دوست ندارد” چه کنیم؟

در اینجا شش راه برای تبدیل لحظه دردناک به یک فرصت برای رشد و شانس برای یادگیری یک مهارت ارزشمند زندگی وجود دارد.

  1. گوش کنید

هر کسی ممکن است روزهای بدی داشته باشد. به این معنی که کوچکترین مشکلی ممکن است باعث ناامیدی و خشم کودک شود و کودک فکر کند که دنیای دوستی او با دوست یا همکلاسی‌اش پایان یافته است. لوین می‌گوید اولین چیزی که باید انجام شود گوش دادن است. ابتدا باید متوجه شد که آیا این الگوی ارتباطی کودک است که زود می‌رنجد و قهر می‌کند یا احساسی واقعی است.

این کارشناس می گوید: “با گوش دادن می توانید دریابید که آیا یک مشکل واقعی وجود دارد، مانند قلدری یا چیزی که باعث مهارت های اجتماعی ضعیف کودک می‌شود و باید مورد توجه قرار گیرد.”

  1. احساسات فرزندتان را تأیید کنید”

شروع همدلی مهمترین کمک است. چیزی شبیه به این گفته شود “اوه عزیزم، من می دانم که احساس اینکه همه از شما نفرت دارند واقعا دردناک است”.

جین نلسن، نویسنده انضباط مثبت، می گوید: وقتی کودک احساس درد و ناراحتی نشان می‌دهد، اعتبارگزاری این احساس و اجازه به تجربه آن، یک اقدام مهم برای رشد احساسات است. نلسن می گوید ایمان به توانایی کودک برای موفقیت در تجربیات منفی زندگی است که به کودک یاد می‌دهد به خودش ایمان داشته باشد.

  1. از سوالات باز استقبال کنید

پس از ابراز همدردی، سوالاتی مانند این که «چرا اینطور فکر می‌‌‌کند؟» می تواند به بچه ها کمک کند تا مشکل را تجزیه و تحلیل کنند و راه حل های خود را به دست آورند.

“پرسیدن سوالات بسیار از کودک می‌تواند کودکان را به فکردن به فرایند وادار کند، تا اینکه به احساس خود آگاه شوند و شاید کودکان را به این نتیجه برساند که” آه، می‌دانید ماجرا چیست؟ فکر نمی‌کنم واقعا این طور بوده باشد که آنها واقعا از من متنفر باشند. شاید آنها متوجه حضور من نشدند؟! “اگر کودکان خودشان به این نتیجه برسند، به احتمال زیاد به منفور نبودن خود بیشتر اطمینان پیدا می‌کنند.

  1. مهارت های اجتماعی کودک خود را ارزیابی کنید

اگر واقعا فکر می‌کنید مشکلی وجود دارد مهارت‌های اجتماعی فرزند خود را ارزیابی کنید. “شاید چیزی برای خجالت، شرم و یا نفرت وجود دارد”. با معلم فرزندتان صحبت کنید و از آنچه که در مورد مهارت های اجتماعی و تعاملات کودک شما با همسالانش مشاهده کرده‌ است بپرسید. تعداد دعوت از کودکان دیگر به بازی با خود را به  شکل فعالیت ثبت کنید تا کودک فرصت‌های بیشتری برای دوست پیدا کردن را تجربه کند. کارشناسی به نام  هندریکس پیشنهاد می‌‌کند: “من می توانم به فرزندم بگویم که شخص دیگری را برای اینکه تنها دوستش باشد را پیدا کند”.

  1. فرصتی برای آموزش همدلی داشته باشید

به کودک آموزش دهید تا احساسات دیگران را در مقابل رفتارهای خود حدس بزند و علل ناراحتی‌های آنها را از خود وارسی کند. آموزش همدلی به کودکان و اینکه آنها بتوانند احساسات دیگران را نسبت به رفتارهای خود متوجه شوند به اصلاح رفتار آنها کمک خواهد کرد.

  1. اجازه دهید فرزند شما در پیدا کردن راه حل فعال باشد

از کودک سوال کنید که چه ایده هایی برای راه حل وجود دارد. اگر چه ممکن است کودک بخواهد که والدین مساله را حل کنند، اما به یاد داشته باشید که این مسائل فرصتی برای نشان دادن این است که کودک خود قادر به یافتن جوابها است. از کودک بپرسید: «آیا می تواند برای حل این مشکل و برای جلوگیری از به وجود آمدن مشکل در آینده کاری کند؟”. اگر کودک نتوانست مثال‌هایی از تجربیات والدین به خصوص وقتی همسن و سال کودک بوده‌اند می‌تواند کمک کننده باشد.


منبع : www.greatschools.org


ادامه مطلب
سبک های مختلف فرزند پروری

سبک های فرزند پروری و پیامدهای آن

سبک های فرزند پروری و پیامدهای آن

فرزندپروري فعاليتي هدفمند به منظور مراقبت كردن از فرزندان در جهت بقا و رشد آنها است. فرزندپروري از ريشه لاتين par ere مشتق شده است كه به معناي بارآوردن، رشد دادن، و پرورش دادن مي باشد. سابقاً در مورد محل آموزش به كار گرفته مي شد، محلي كه در آن والدين معلمي را بكار مي گرفتند تا فرزندشان را تربيت كند؛ كه به خوبي معناي آخر از آن متواطر مي شود. استفاده از فعل پرورش دادن نسبت به اسم آن parent قدمت بيشتري دارد. به عبارت ديگر فرزندپروري در ريشه وابسته به فعاليتي است كه در آن گروهي به رشد و پرورش دادن كودكان مي پردازند. فرزندپروري و پرورش دهندگان سابقاً با رابطه خوني والدين و فرزندان مشخص مي شدند ولي امروزه اين فعل براي اعمالي چون به فرزند خواندگي پذيرفتن، دايگي كردن و همچنين به اشخاصي چون جانشين هاي والدين كه لزوماً ارتباط خوني با هم ندارند نيز اطلاق مي شود. به عبارتي فرزندپروري با فرايندهاي فعاليت و تعامل مشخص مي شود كه معمولاً رشد دهنده بچه ها هستند اما لزوماً و اختصاصاً تنها توسط والدين اجرا نمي شوند. و البته فرزندپروري به وسيله پرستاري كردن و پرورش دادن و ديگر مراقبت ها تعريف مي شود كه ممكن است از زماني به زمان ديگر متغير مي باشد (كلارك – استوارت و همكاران، 1995 به نقل از حقوقي، 2004). همچنين فرزندپروري فعاليتي است كه معمولاً مستلزم اين است كه فرزندان، والدين و ديگر اعضاي خانواده در طول زندگي تعامل داشته باشند (حقوقي، 2004).

اگر در ارزيابي تعيين صلاحيت و شايستگي والدين، ارتقاي رفاه و عملكرد كودكان مد نظر باشد؛ بايد به دو جنبه توجه داشت: 1- فعاليت هاي فرزندپروري يعني درگيري فعالانه در اين زمينه، كه عنصر هسته اي و لازمه صلاحيت فرزندپروري است. 2- حوزة عملكردي، جنبه هاي اصلي عملكرد كودكان كه والدين بر آن تأكيد دارند، و پيش نياز آنچه كه كودكان نياز دارند تا در آينده عملكردي بهينه داشته باشند (حقوقي، 2004).

  1. فعاليت هاي فرزندپروري:

والدين در سراسر عمر والدگري خود كارهاي زيادي در زمينه هاي بسياري براي كودكان خود انجام مي دهند، كه هدف تمامي آنها ارتقاي رفاه فرزندان مي باشد.گروه وسيعي از آنچه والدين انجام مي دهند هسته فعاليت هاي والدين در راه تربيت فرزندان است انجام اين امور شرط لازم و كافي براي فرزندپروري مناسب است. به نظر مي رسد كه اين شرط در سه زير گروه فعاليت فرزندپروري قرار مي گيرد: مراقبت، مهار و رشد. هر كدام از اين موارد شامل دو واقعيت هستند: 1) پيش گيري از بد بختي و هر چيزي كه باعث آسيب زدن به كودكان مي شود.2) افزايش و اهميت دادن به هر آنچه كه به رفاه و سلامت كودكان كمك مي كند. اين موارد در فرهنگ ها و طبقات اجتماعي گوناگون و حتي در سنين مختلف متفاوت است؛ و اما تشريح اين فعاليت ها:

آ) ‌مراقبت

شامل آن دسته از فعاليت هايي است كه به منظور فراهم كردن نيازهاي مربوط به بقاي كودكان انجام مي گيرد. مراقبت تنها نيازهاي جسماني كودكان و كمبودهاي تغذيه اي، حرارتي و سر پناه داشتن را شامل نمي گردد، بلكه شامل نيازهاي هيجاني چون عشق ومحبت ونيازهاي اجتماعي چون مسؤليت پذيري در مراحل متفاوت رشد مي باشد. مراقبت جسماني شامل فعاليت هاي مراقبتي به منظور فراهم كردن نيازهاي اساسي چون خوراك، پوشاك، بهداشت، خواب، نياز به سرپناه و حمايت در مقابل تهديد كننده هاي بقاي كودك مي باشد. مراقبت هاي هيجاني شامل فعاليت هاي حمايتي فراهم كننده اسباب خوشحالي، پيشگيري از اظطراب و ترس و ضربات روحي مي باشد. اين نوع مراقبت همچنين توجه به فرديت كودكان است. عشق ورزيدن بدون قيد و شرط، به كودكان اين امكان رال مي دهد تا قدرت مواجهه با خطرات را داشته باشند. دستاورد دستيابي به اهداف مرا قبت هيجاني براي كودك تعاملي مثبت و پايدار و اطمينان بخش با دنياي پيرامون را  فراهم مي كند و اورا قادر مي سازد تا دلبستة ايمن باشد و خوش بينانه به سوي تجربه كردن پيش برود. اما مراقبت هاي اجتماعي به اين منظور انجام مي شود كه كودك در مسير رشد خود به سوي نوجواني و جواني به دور از گروه هاي همسال رشد نكند. با توجه به اينكه روابط اجتماعي تأثيرات مهمي بر ديدگاه كودكان از خودشان دارد و قوياً بر تظاهرات هيجاني آنها تأثير مي گذارد، اين مراقبت اهميت مي يابد. مراقبت به روابط اجتماعي مثبت و  به كمك به كودكان تأكيد دارد تا آنها بتوانند تجارب خانه و مدرسه را يكپارچه سازي كنند و مسؤليت فزاينده اي را در رابطه با خود مديريتي كسب كنند. اين نوع مراقبت كودكان را قادر مي سازد تا ارزش ها را بشناسند و رشد خويشتن را از تعامل سازنده با ديگران جستجو كنند تا عملكرد موفقي در وظايف خود داشته باشند. بازده مراقبت موفق والدين، داشتن سلامتي، دلبستگي ايمن به والدين، احساس رشد مثبت واستوار خود است؛ اين دستاوردها پايه و اساس عزت نفس هستند و مراقبت خوب به كودك كمك مي كند كه علي رغم محدوديت هاي ژنتيكي و اساسي؛ از نظر جسماني سلامت، از نظر هيجاني انعطاف پذير، و از نظر اجتماعي لايق و توانمند در شناسائي موقعيت هاي جديد باشد، تمام ظرفيتهاي خود را بشناسد و در جهت رشد آنها حركت كند (حقوقي، 2004).

ب) مهار:

مهار شامل آن دسته از فعاليت هايي است كه والدين متناسب با فرهنگ خاص و سن كودكان خود مرزها  و حدودي را تعين مي كنند و كودكان خود را ملزم به رعايت آنها مي كنند. اگر افكار و هيجان ها نتوانند  مهار شوند در نتيجه در حالتي كلي رفتارها هم نمي توانند مهار شوند؛ چرا كه گمان مي شود افكار و احساسات همچون تظاهرات رفتاري نيز نياز به مهار شدن دارند تا در نتيجه رفتارها نيز مهار شوند. واژه متداولي كه بجاي مهار در ادبيات فرزندپروري استفاده مي شود «نظارت» است. نظارت همراه با راهنمايي مي باشد يعني يعني نظاره منفعلانه اعمال كودك نيست. رابطه مهار كردن با نظارت به توجه كردن وابسته است. توجه به فعاليت هاي كودكان و متقاعد كردن كودكان با دلايل قانع كننده به منظور رعايت قوانين ومرزها. واژه مهار كردن احساس ناملايمي را بر مي انگيزد، چرا كه مهار كردن با تكاليف محدود كننده قدرت وتوان تداعي همراه مي شود. اين اصطلاح همزمان واژه اي خنثي و غير ضروري به نظر مي رسد. فعاليت هاي مهارگري به وسيله مجموعه تعامل ميان پيش بين هاي شخصي والدين و انتظارات فرهنگي هدايت مي شوند. نياز اصلي و اساسي در مهار كردن اينكه به آن وضوح بخشيده شود، همچنان كه كودكان رشد مي كنند و بزرگتر مي شوند اگر با منابع قدرت تعامل داشته باشند قويتر خواهند شد وبراي مواجه با سختي ها آماده تر خواهند شد. رشد جسماني كودكان آنها را از نظر اجتماعي نيز بالغ مي كند، بلوغ اجتماعي به كودكان كمك مي كند تا نسبت به خودشان آگاه شوند و به آنها قدرت مواجهه با مشكلات ناشي از مهار شدن را نيز مي دهد. اين مسأله براي نوجوانان اهميت زيادي دارد چرا كه در سنين نوجواني همسالان قدرت نفوذ زيادي در دوستان دارند. تلاش هاي والدين در جهت مهار كودكان از تاريخچه اي كه خودشان در رابطه با مهارهايي  كه در دوران كودكي و نوجواني  داشته اند الگو مي گيرد؛ به طوري كه والديني كه در كودكي خشونت را تجربه كرده اند،‌ عقايدي خشن در رابطه با مهار كردن كودكان خود دارند. مهار كودكان توسط والدين در درون مرزهاي مشخصي كه سن كودك، فرهنگ جامعه و تاريخچه والدين تعين كننده آن است مشخص مي شود. مهار كننده ها مجموعه كاملي از شكل دهنده هاي رواني رفتارها هستند كه با دگرگوني هاي فرهنگي و ملاحظات قوميتي آميخته مي شوند و چگونگي تنبيه گري و اجبارها را تعيين مي كند. فرهنگ ها ديدگاه هاي خود را با اجتماع سازگار مي كنند، ممنوعيات جامعه را مي پذيرند و ظرفيت هاي خود را با سازش پذيري بهتر با كمبودها ارتقا مي دهند (حقوقي، 2004).

ج) رشد:

فعاليت هايي كه به هدف رشد دادن كودكان صورت مي گيرند و بر مبناي آرزوهاي والدين براي فرزندانشان براي بالفعل در آوردن تمامي پتانسيل هاي بالقوه فرزندانشان بنا شده اند. رشد دادن به كودك همچون مراقبت براي بقاي كودك ضروري نيست و يا همچون مهار براي كاركردهاي اجتماعي ضرورتي ندارد. رشد تلويحاً اين طور فهميده مي شود: هر فعاليتي كه كودك را براي خلق فرصت هاي جديد تشويق كند؛ نتيجه فرصت هاي رشد دهنده خوب براي كودكان كشف كامل ظرفيت ها از طريق تجارب و تجليات استعدادهايشان است. كودكان قوانين را بسط مي دهند و دستاوردهاي اجتماعي را جذب مي كنند تا فعاليت هاي ارزشمند انجام دهند، در ارزش ها نفوذ كنند تا از اين طريق به وجود خود پي ببرند و با ارزش ها سازگار شوند و از اين راه تشويق شوند (حقوقي، 2004).

  1. حوزه عملكردي فرزندپروري:

    1. كاركردهاي هوشي و شناختي: كاركردهاي هوشي و شناختي و مهارت هاي حل مسأله براي بقاي مؤثر لازم هستند. هدف اين فعاليتها، مورد استفاده قرار دادن توانايي هاي بالقوه كودكان براي كسب شايستگي هايي در حوزه هاي شغلي، آموزشي و هوشي است (حقوقي، 2004).
    2. كاركردهاي اجتماعي: رفتارهاي اجتماعي شامل تمامي جنبه هاي پاسخدهي به علل اجتماعي و توانايي رشد و پاسخدهي مناسب به روابط اجتماعي در دورة رشد كودكان مي باشد. كودكان نسبت به رويدادهاي اجتماعي آگاه مي شوند و اين ارتباطات را با دنياي وسيع انسانها و رخدادهاي اجتماعي ربط مي دهند. والدين براي رشد پاسخ هاي مطلوب و تسهيل گر تأكيد دارند و آنچه كه مهمتر نيز هست شناخت و دروني سازي فرهنگ و هنجارهاي اساسي است كه به فرد و توانايي هايش وابسته است. مشاهده كردن فاصله هاي اجتماعي و خودداري شخصي آموختني است و نتيجه آن يعني احترام گذاشتن به دارايي هاي ديگران يك دستاورد مهم است. ناكارايي و منحرف شدن اين آموزش ها منجر به اين مي شود كه بچه ها حدود و مرزهاي اجتماعي را رعايت نكنند، به دارايي هاي ديگران احترام نگذارند و به حقوق ديگران تعدي كنند. اين عدم رعايت قوانين به رفتارهاي متخلف و ناقض قانون منجر مي شود كه در اين صورت كودك به خود، اجتماع و ديگران آسيب مي زند. حل مشكل در اين مورد با تأكيد بر مديريت بر خود كودكان و تلاش براي برنامه ريزي كردن در تربيت كودكان انجام مي شود (حقوقي، 2004).
    3. سلامت روان: سلامت روان تأكيد دارد بر جنبه هايي از افكار، احساسات و گرايشات رفتاري كودكان به خود و ديگران. اين حوزه شامل متغيرهاي شخصيتي همانند شرايط باليني (مثل: اضطراب) و اختلال هاي رفتاري و ديگر مجموعه مشكلات سلامت روان مي باشد. گروهي از كودكان در مقابل مشكلات اين حوزه مستقل از آنچه والدين انجام مي دهند آسيب پذيرند. اما تحقيقات گسترده و بلند مدت نشان دادند كه والدين نقش اساسي در صلاحيتهاي عملكردي كودكان دارند و شواهد بسياري از اين نقطه نظر كه والدين مي توانند سلامت روان كودكان خود را علي رغم وجود مشكلات بسيار افزايش دهند، حمايت مي كنند (حقوقي،  2004).

تعريف شيوه هاي فرزندپروري

اگرچه كه والدين در چگونگي تلاش براي مهار يا اجتماعي كردن كودكان و در ميزان آن متفاوت مي باشند. اين فرض نقش مهمي در برخورد با تمام امور مربوط به آموزش و مهار كودكان دارد (دارلينگ، 1999).

شيوه هاي فرزندپروري دو عنصر مهم از فرزندپروري را در بر مي گيرد: پاسخدهي والدين و مطالبه گري والدين (مك كوبي و مارتين، 1983 به نقل از دارلينگ، 1999).

كوپكو (2007) اين دو وجه رفتارهاي والدين را اين گونه تشريح مي كند: وجه مهارگري و گرماي والدين (محبت). مهارگري يعني درجه اي كه والدين رفتارهاي فرزندان خود را مديريت مي كنند؛ اين بعد پيوستاري از مهار خيلي شديد تا مجموعه اي از قوانين خانوادگي را در بر مي گيرد. يعني اين وجوه از فرزندپروري فاصله اي ميان پذيرش كامل مسؤليت كودك تا واپس – زدن كودك را در بر مي گيرد.

 گرماي (محبت) والدين با ابراز داشتن عواطف مثبت، ابراز علاقه به کودک و تحسين كودك توسط والدين مشخص مي شود و اين مستلزم بروز دادن علاقه به كودك و لذت از وجود كودك است كه خودبخودي و بدون اراده در پاسخ به كودك ارائه مي شود؛ گرما (محبت) والدين مي تواند رشد دهنده روابط متقابل اجتماعي در كودك باشد (مك كوبي و مارتين، 1983؛ مك دونالد، 1992؛ روبرت و استراير،1987؛ نقل از ديويداف و گراس، 2006). با در هم آميختن دو وجه پاسخدهي و مطالبه گري و يا مهار گري و محبت والدين چهار شيوه فرزندپروري شكل مي گيرد: كه هر كدام از اين شيوه هاي فرزندپروري نشانگر اين هستند كه والدين در تعامل با فرزندانشان چه مقدار از هر كدام اين ابعاد استفاده مي كنند.

آ) والدين مستبد

جهت دهي و مطالبه گري زياد و عدم پاسخدهي به نيازهاي کودک از ويژگي هاي اين گروه از والدين است (دارلينگ، 1999). از طرفي والدين مستبد محبت كم و مهار گري بالا از خود نشان مي دهند، انضباط دهنده هاي سختگيري هستند و از دستورات محدود كننده و شيوه هاي تنبيهي استفاده مي كنند (كوپكو،  2007). آنها دوست دارند كه از آنها اطاعت شود، فرمانده باشند و توقع دارند كودكانشان از دستورات آنها بدون هيچ توضيحي پيروي كنند (باوم ريند، نقل از دارلينگ، 1999). والدين مستبد براي مطالبات خود امثال اين عبارات را بكار مي گيرند: «تو اين كار را انجام مي دهي چون من مي گويم» و يا «چون من بزرگ هستم و تو بچه اي» (كوپكو، 2007). اين والدين محيطي با ساختار فرمانبرداري از قوانين مطرح شده براي كودكان خود فراهم مي كنند (دارلينگ، 1999) و با نوجوانان خود درباره علل اين قوانين، استانداردهاي خانواده صحبت، بحث و مذاكره نمي كنند؛ و معتقدند كه نوجوان بايد بدون هيچ سؤالي از اين قوانين، دستورالعملها را بپذيرند (كوپكو، 2007). والدين مستبد به دو گروه تقسيم مي شوند: جهت دهنده هاي نامستبد و جهت دهنده هاي مستبد. گروه اول والديني هستند كه بدون اينكه از قدرت خود در جهت حكمراني مطلق استفاده كنند فرزندانشان را جهت دهي مي كنند ولي گروه دوم حاكمين مطلق بر فرزندان خود هستند (دارلينگ، 1999).

پيامد هاي اين شيوه در كودكان:

اين گروه از والدين تمايل به انجام تكاليف مدرسه در حدي متوسط دارند و خود را درگير مسائل رفتاري نمي كنند، فرزندان اين گروه از عزت نفس پاييني برخوردارند، مهارت هاي اجتماعي كمي دارند، گرايشات افسرده وار دارند (دارلينگ، 1999). اين والدين تنبيه گر كه در ارتباط با فرزندان خود از مهار و مطالبه گري بالا و محبت و پاسخدهي پايين استفاده مي كنند خودكارآمدي فرزندان شان را تضعيف مي كنند (دانش و همكاران، 1386).

همچنين تحقيقات نشان داده اند كه نوجوانان والدين مستبد چون ياد مي گيرند كه بدون هيچ دليلي اطاعت كنند در نظر شان خواسته هاي سخت گيرانه والدين با ارزش تر از نظرات و خواسته هاي خودشان است. در نتيجه اين تبعيت ها، اين نوجوانان متمرد و سركش، رفتارهاي پرخاشگرانه از خود نشان مي دهند در عين اينكه مطيع و وابسته به والدين باقي مي مانند (كوپكو، 2007).

ب) والدين مقتدر

هم مطالبه گر و هم پاسخ دهنده هستند (دارلينگ، 1999) اين والدين هم با محبت اند و هم استوار (كوپكو، 2007). آنها ناظر بر اعمال فرزندان خود هستند و استانداردهاي روشني براي رفتارهاي خود با فرزندانشان در نظر مي گيرند، اين والدرين ناصح اند اما مداخله گر و محدود كننده نيستند (دارلينگ، 1999)؛ آنها نوجوانان خود را تشويق مي كنند تا مستقل باشند در عين اينكه به محدوديت ها و مهار هايي معتقدند. اين والدين قانوني به اسم «چون من گفتم» ندارند، آنها تمايل دارند فرزندان خود را آن گونه كه هستند بپذيرند، به آنها گوش مي كنند و علت ديدگاههاي خود را براي نوجوانان خود توضيح دهند. والدين مقتدر با فرزندان نوجوان خود بر سر تصميماتشان بحث و مذاكره مي كنند، هر چند كه مسؤليت نهايي تصميم گيري با والدين است (كوپكو،  2007). شيوه هاي نظم دهي آنها نسبت به شيوه هاي تنبيه گري گروه مستبد، شيوه حمايت كننده است. آنها مي خواهند كه بچه هايشان مسؤليت هاي اجتماعي را به خوبي برعهده بگيرند و رفتارهاي خود را نظم دهي كنند تا بتوانند با مسايل اجتماعي تشريك مساعي داشته باشند (دارلينگ،  1999).

پيامدهاي اين شيوه در كودكان:

پژوهش هاي انجام شده نشان مي دهند كه فرزندان اين نوع خانواده ها مستقل، گرم، صميمي و داراي روحيه همكاري بيشتري هستند و توانايي ابراز وجود در آنها نيز بالا است. همچنين موفقيت هاي اجتماعي و هوشي زيادي دارند و از زندگي خود لذت مي برند، چون انگيزه هاي پيشرفت در آنها بالا است(دانش و همكاران، 1386). همچنين تحقيقات نشان داده اند كه نوجوانان والدين مقتدر ياد مي گيرند كه چگونه بحث و گفتگو كنند و مباحث را مديريت كنند. آنها به ارزشمند بودن تفكراتشان پي مي برند. در نتيجه اين نوجوانان از نظر اجتماعي لايق، مسؤل و خود مختار پرورش مي يابند (كوپكو، 2007).

ج) والدين بخشنده يا آسانگير:

مبتني بر آسان گيري و عدم جهت دهي است، يعني به نسبت مسؤليت پذيري يا پاسخ دهي بالا نسبت مطالبه گري پايين است (دارلينگ 1999). اين والدين با محبت اند اما مهار گري پاييني دارند. اينان والديني بخشنده و منفعل هستند و معتقدند كه راه عشق ورزيدن به فرزندانشان بر آورده كردن تمام خواسته هايشان است (كوپكو، 2007) اين والدين مداراگراني نامتعارف هستند و نيازي نمي بينند كه رفتارهاي كودكانشان كامل، بي عيب و نقص باشد. اين طريقه به رشد خود تنظيمي در كودكان كمك مي كند؛ اين والدين سعي مي كنند از مواجهه با فرزندانشان بپرهيزند (دارلينگ، 1999) والدين آسانگير در ادبيات خود چنين عباراتي را بكار مي گيرند: «مطمئناً اگر دوست داري بروي، هر وقت كه خواستي مي تواني برگردي» و يا «انجام اين كار سخت، لازم نيست». اين گروه از والدين دوست ندارند به نوجوانان خود «نه» بگويند و يا با خواسته هاي آنها مخالفت كنند. والدين بخشنده به خودشان به عنوان يك شكل دهنده به اعمال نوجوانانشان نگاه نمي كنند و در عوض آنها به خود نوجوانان به عنوان منبع عقايد در تصميمات مي نگرند. والدين بخشنده به دو گروه تقسيم مي شوند: والدين دموكراتيك يعني والدين مداراگري كه وظيفه شناس، متعهد والزام كننده كودكانشان به انجام امور هستند و والدين بخشنده اي كه فرزندان خود را جهت دهي نمي كنند (كوپكو، 2007).

پيامدهاي اين شيوه در كودكان:

پژوهش ها نشان داده اند كه نوجوانان والدين آسانگير ياد مي گيرند كه بسياري از مرزها، قوانين و پيامدهاي آنها خيلي جدي نيستند، ودر نتيجه اين نوجوانان در مهار خود مشكل دارند و گرايشات خودمدارانه نشان مي دهند كه مي تواند دليلي براي روابط مناسب با همسالان باشد (كوپكو، 2007).

 آدلر اين كودكان را ناز پرورده مي نامد و معتقد است: لوس كردن و نازنازي بار آوردن كودك نيز مي تواند موجب عقده حقارت شود، كودكان ناز پرورده در خانه كانون توجه هستند. هر نياز يا هوس آنها برآورده مي شود، و تعداد كمي از درخواستهاي آنها ناديده گرفته مي شود. تحت اين شرايط، اين كودكان به طور طبيعي فكر مي كنند كه آنها مهمترين اشخاص در هر موقعيتي هستند و ديگران بايد تسليم آنها شوند. اولين بار در مدرسه، جايي كه اين كودكان ديگر كانون توجه نيستند، ضربه اي مي خورند كه آمادگي آن را ندارند. كودكان نازپرورده، احساس اجتماعي كمي دارند ونسبت به ديگران ناشكيبا هستند. آنها هرگز ياد نگرفته اند براي چيزي كه مي خواهند صبر كنند و ياد نگرفته اند كه بر مشكلات غلبه نمايند و يا خود را با نيازهاي ديگران سازگار كنند. كودكان نازپرورده هنگامي كه با موانعي بر سر راه ارضا مواجه مي شوند، به اين تصور مي رسند كه حتماً بايد در آنها نارسايي هاي شخصي وجود داشته باشد كه مانع آنها مي شود، از اين رو عقده حقارت پرورش مي يابد (شولتز، 1379).

اين گروه از كودكان بعدها كه بزرگتر مي شوند چشم به حمايت ديگران دارند و در صورتي كه به صورت دلخواه حمايت نشوند مضطرب وپريشان مي شوند. حالاتي چون سوء ظن، بد بيني، كينه توزي و خودخواهي از جنبه هايي است كه در آنان وجود دارد. اينان عجولند و پر توقع، گاهي در خود فرو مي روند و منزوي مي شوند. از نظر شخصيتي افرادي بزدل ضعيف ونابهنجارند كه همواره دچار اختلال هايي چون افسردگي و اظطرابند (دانش وهمكاران، 1386).

د) والدين بي مسؤليت:

نه پاسخ دهنده هاي خوبي هستند ونه از فرزندان خود خواهان مسؤليتي هستند (دارلينگ، 1999). اين والدين با محبت نيستند و خواسته اي هم از فرزندان خود ندارند، زمان رابطه با نوجوانانشان به حداقل مي رسد و در مواردي اين عدم مسؤليت پذيري به غفلت از فرزندان مي انجامد (كوپكو، 2007). همچنين والدين كودك را واپس زده سهم ناچيزي براي او در نظر مي گيرند، با اين حال اين والدين نيز ممكن است در گروه انسانهاي بهنجار قرار بگيرند (دارلينگ، 1999). اين والدين بي مسؤليت در رابطه بانيازهاي نوجوانانشان متفاوت برخورد مي كنند، و عبارات اين چنيني را زياد به كار مي گيرند: «من نمي توانم مراقب تو باشم كه كجا مي روي» يا «اينكه هر كاري مي كني ربطي به من ندارد؛ مزاحم من نشو» اين والدين نسبت به تصميم هايي كه فرزندانشان مي گيرند بي تفاوتند و عمدتاً دوست ندارند بخاطر فرزند نوجوان خود به دردسر بيافتند. اين والدين غرق انجام اموري هستند كه براي خودشان اهميت دارد نه فرزندشان. اين والدين گاهي به هنگام خستگي و بي حوصلگي يا استيصال شيوه هاي تربيتي والدين مستبد را بكار مي گيرند. اگر اين شيوه با تنبيه گري همراه شود ممكن است به كودك آزاري منجرگردد (كوپكو، 2007).

پيامدهاي اين شيوه در كودكان:

تحقيقات انجام شده مبين اين يافته ها هستند: نوجوانان والدين بي مسؤليت ياد مي گيرند كه هر چند كه والدين به آنها علاقه مند هستند ولي كمتر تمايل دارند براي شان زمان صرف كنند. نوجوانان اين خانواده ها رفتارهايي شبيه به رفتارهاي نوجوانان خانواده هاي آسانگير از خود نشان مي دهند، رفتارهاي تكانشي دارند ودر خود تنظيمي نيز با مشكل مواجه اند (كوپكو، 2007). نوجوانان 14 تا 20 ساله اين نوع خانواده ها افرادي خوشگذران و ولخرج هستند و قادر به مهار پرخاشگري خود نيستند. به مدرسه بي علاقه اند و اوقات خود را در خيابان ها و پاتوق هاي خاص مي گذرانند. اين نوجوانان اغلب لذت جويند، و تحمل ناكامي راندارند و نمي توانند هيجان هاي خود را مهار كنند. اين گونه افراد نمي توانند اهداف دراز مدتي را دنبال نمايند. اكثر آنها به گروه بزهكاران و منحرفان اجتماعي ملحق مي شوند و از نظر عاطفي نيز افرادي گسيخته خو، افسرده و بي علاقه اند. در نتيجه فرزندان خانواده هاي مستبد و بي مسؤليت متضاد يكديگرند. از ميزان اعتماد به نفس پاييني برخوردارند و پرخاشگرترند. افزون بر موارد ذكر شده طرد، بي مهري و بي اعتنايي والدين نسبت به نوجوانان با اختلال هايي نظير وسواس بي اختياري و هراس اجتماعي در فرزندان ارتباط مستقيم دارد. كودكان اين چنين والديني از طريق ابراز تنفر، خيال پردازي، جستجوي محبت و افسردگي نسبت به والدينشان واكنش نشان مي دهند (دانش وهمكاران، 1386).

ادامه مطلب
تنظیم خواب کودکان اتیسم

تنظیم خواب کودکان اتیسم: راهنمای والدین

تنظیم خواب کودکان اتیسم: راهنمای والدین

با افزایش سن نیاز به خواب در انسان ها کم می شود. اما در میان کودکان با ناتوانی های رشد، کودکان طیف اتیسم مشکلات جدی‌تری در خواب دارند به طوری که 80 تا 100 درصد والدین کودکان اتیسم مشکلات خواب را در کودکان گزارش می کنند که از این بین 25 درصد مسائل خیلی جدی است. علاوه بر جدی بودن، مشکلات خواب بسیار هم مقاوم و پایدار گزارش می شوند. مسائل خواب کودک اتیسم نه تنها بر کودک و خانواده اثر سوء دارد بلکه به شکلی بسیار موثر بر آمادگی یادگیری کودک اتیسم با ایجاد نقص در عملکرد به تکالیف جسمانی و شناختی، در خستگی و بی انگیزگی برای انجام تکالیف، افزایش خطاهای شناختی و افزایش احساس افسردگی  هم اثر گزار است.

نمونه‌های مشکلات خواب

  • نداشتن خواب کافی
  • اشکال در شروع خواب
  • الگوی مختل خواب (شب بیداری)
کودک اگر خواب کافی ندارد:
  • زودتر به رخت خواب برود
  • خواب های کوتاه وسط روز داشته باشد
اگر کودک در به خواب رفتن مشکل دارد:
  • باید نسبت به امورزیر آگاهی داشته باشید:
  • ترس یا اضطراب دارد؟
  • ساعت زیستی او طوری است که شب ها پر انرژی تر می شود
  • جلب توجه می کند

شب بیداری

  • همه افراد میزان های متفاوتی از شب بیداری را تجربه می کنند
  • شب بیداری می تواند با پاسخ های والدین شکل بگیرد: اگر والدین به شب بیداری و گریه های شبانه کودک با توجه خود پاسخ دهند، نیاز کودک را به سرپا نگه داشتن والدین برای به خواب رفتن خود را افزایش می‌دهند و کودک دیگر به تنهایی نمی‌خوابد و همین باعث تشدید نیاز به توجه والدین و تشدید بدخوابی کودک می‌گردد، و در نهایت والدین مایوس می‌شوند، بیشتر توجه می‌کنند و در نتیجه کودک بد خواب تر می‌شود.
تنظیم خواب کودکان اتیسم
تنظیم خواب کودکان اتیسم
فهم درست مشکلات خواب برای دستیابی به یک مداخله مناسب ضروری است
برای دستیابی به فهم درست از مشکلات خواب باید:

وضعیت خواب کودک را برای یک هفته یادداشت کنید. این الگو شامل موارد زیر است:

  • دوره‌های خواب
  • الگوی خواب
  • در زمان‌های شروع مشکل چه اتفاقی می‌افتد

چرخه های خواب/بیداری کودکان

  • برای فهم بیداری شبانه باید الگوی رفتاری کارکرد اختلال خواب را متوجه شد.
  • زمان خواب را با محاسبه نیم ساعت پیش از به رخت خواب رفتن منظم کنید (هر روز سر یک ساعت معین برای کودک مقدمات خواب (مسواک زدن، لباس عوض کردن و کتاب خواندن) را آماده کنید و در سااعت معین اورا به رخت خواب بفرستید)
  • پیش از خواب به فعالیت هایی که منجر به آرامش و تسکین کودک و والدین می شود بپردازید (یک فعالیت آرام و شاد مثل بازی که کودک دوست دارد)
  • برای کودک اتیسم نظم مهمترین چیز است پس همیشه باید رعایت شود (هم وسط هفته و هم آخر هفته)
  • از فعالیت هایی که منجر به تضاد و تقابل با کودک می شود اجتناب کنید
  • از سی دقیقه پیش از خواب تلویزیون را خاموش نگه دارید
  • حتی یک دقیقه هم زمان به رخت خواب رفتن را به تعویق نیاندازید (درگیر بازی فقط یک دقیقه دیگر کودک نشوید)
  • زمان خواب را جلو نیاندازید
به یاد داشته باشید که والدین به طور مستقیم باید زمان خواب را تنظیم کنند. بچه ها باید به این نظم احترام بگذارند. اگر این برنامه منظم به طول انجامد و استادانه طراحی شود والدین می توانند دیگر برنامه ها را بر اساس آن تنظیم و کنترل کنند.

هشدار:

  • برای کودکان اتیسم نظم می تواند تشریفات غیر قابل حذف باشد
  • کوچکترین تغییر می تواند یک اختلال عمده به وجود آورد

برای برنامه خواب آشفته کودک چه کنیم؟

  • چک لیست عادات مناسب خواب را پرکنید و نیازها را پیدا کنید
  • برنامه منظم و پایداری برای خواب با بایدها و نبایدها تهیه کنید
  •  یک هفته خواب کودک را خوب مشاهده و ثبت کنید
  • الگوی رفتاری کودک را پیدا کنید
  • با مربی، مشاور یا پزشک کودک مشورت کنید
  • مداخله مناسب وابسته خواهد بود به طبیعت مشکلات خواب و نیازهای خاص کودک

برای شب بیداری یا زود بیدار شدن توصیه می شود

  • تقویت کننده (توجه) را از کودک بگیرید
  • برنامه خواب را فشرده کنید
اگر بیداری با  امور زیر تقویت می شود:
  • توجه والدین
  • خوابیدن با والدین
  • رسیدن به هدف

باید تمامی پیامدهای مثبت را حذف کنید.

اگر کودک نیمه شب بیدار می شود:
  • والدین در حد 5  دقیقه کودک را آرام کنند و سپس او را تنها بگذارند (این توصیه شامل کودکانی که از اضطراب جدایی رنج می برند نمی شود)
  • تلویزیون روشن نکنید
  • اجازه ندهید به اتاق والدین بیاید
  • بیش از 5 دقیقه در اتاق او نمانید و اجازه هم ندهید که اتاقش را ترک کند
  • تمام وسیله هایی را که می تواند کودک با استفاده از آن ها به خود یا دیگران آسیب بزند و البته اسباب بازی‌ها را از اتاق خارج کنید (قطعا این کار باید پیش از نیمه شب انجام بدهید)

 


منبع : Gerald T. Guild. Sleep Issues: Guidelines for Parents of Children with Autism. Preschool Learning Center. www.preschoollearningcenter.org


ادامه مطلب