مدیریت مشکلات رفتاری کودکان

مدیریت مشکلات رفتاری کودکان

مدیریت رفتاری چیست؟
  • راهبردهای تغییر رفتاری که شما از کودک می بینید و می توانید آن را توصیف کنید.
  • مدیریت رفتار به شما می آموزد که چطور شرایط فعلی را به شرایط بهتر تغییر دهید.
  • روش های مناسب آموزش به کودک است.
  • مدیریت رفتاری نشان می دهد که راهبردی کارایی دارد یا خیر قابل اندازه گیری و تغییر است یا خیر.

اما …

  • لزوما دوای همه‌ی دردها نیست. مدیریت رفتار نیاز به تعهد و تغییر رویکرد های شما دارد.
  • یک دیدگاه نیست- مجموعه پاسخی به مشکلات خاص نیست. مهارت های مشاهده دقیق نیازمند رشد آگاهی در مورد چرایی و چگونگی رفتارهای کودک است.
اصول نظریه رفتاری
  • نظریه های رفتاری معتقدند: رفتارها در نتیجه پیامدهایشان آموخته می شوند (قانون پیامد).
  • پیامدهای مثبت شانس وقوع مجدد رفتار را افزایش می دهد
  • پیامدهای منفی اگر درست اجرا شوند شانس وقوع مجدد رفتار را کاهش می دهد
رفتارهای مشکل آفرین کدامند؟

رفتارهای مشل آفرین اغلب رفتارهای چالش برانگیزی هستند که نیاز به فهمیده شدن معنی آن دارند. پرخاشگری، آسیب به خود و حرکات کلیشه ای و دیگر رفتارهای در هم گسیخته می توانند کارکردهای ارتباطی مانند موارد زیر داشته باشند:

  • نشان دادن نیاز به کمک یا توجه
  • دوری کردن از شرایط تنش زا یا فعالیت ها
  • بدست آوردن چیزهایی که می خواهد
  • اعتراض علیه وقایع و فعالیت های ناخوشایند
  • یافتن محرک

 

مدیریت مشکلات رفتاری کودکان
مدیریت مشکلات رفتاری کودکان

اگر کارکرد رفتاربتواند منظور کودک را برآورده سازد، ممکن است رفتار نامناسب جایگزین رفتارهای مناسب شود.

به یاد داشته باشیم که والدین دلیل بد رفتاری های کودک نیستند اما در ماندگاری و تشدید مشکلات رفتاری نقش مهمی دارند.

به یاد داشته باشیم که کودکان موجوداتی هوشمند و بالفطره در تلاش برای حل مشکل هستند (متاسفانه برخوردهای سرکوبگرانه محیط این توانایی بالفطره کودکان از بین می رود) که برای رفع خواسته های خود ممکن است از رفتارهای ناپسند استفاده کنند.

به یاد داشته باشیم که هر چند والدین مخاطب تکنیک های مدیریت رفتار هستند، اما کودکان هم می توانند در این فرایند سهیم باشند.

بنابراین مدیریت رفتار به شناسایی، اندازه گیری، کاهش، حذف و جایگزینی رفتارهای منفی می‌پردازد.

ادامه مطلب
اختلالات دوران کودکی

چرا اختلالات دوران کودکی مهم است

چرا اختلالات دوران کودکی مهم است

بدون استثنا هر زوجي که تصمیم به فرزند آوري می گيرد منتظر فرزندی سالم و بدون مشکل است. در طول دوره بارداری هر پدر و مادری که سلامت روح و روان کافی داشته باشد از لحظه به لحظه دوران بارداری لذت برده و به امید به دنیا آوردن فرزندی سالم منتظر به دنیا آمدن کودک خود هستند. اما واقعیت این است که بدون توجه به سلامت فیزیکی، روانی، تحصیلات و سطح رفاه اجتماعی و اقتصادی والدین در تمام فرهنگ ها 10-15 درصد کودکان به دنیا آمده دچار مشکلات فیزیکی، شناختی و یا انواع سندرم ها یا … می باشند و یا ممکن است بعد از تولد بر اثر ضربه تولد، تب و تشنج و … دچار مشکلاتی شوند.
آسیب به کودک و مشاهده رنج او برای والدین طبق پژوهش ها از بزرگترین ضربه های روانی به والدین است. گاهی در برخی از والدین این ضربه چنان شدید است که والدین با مکانیسم دفاع روانی انکار (ساز و کاری که نا خودآگاه با انکار مشکل خود را از عدم وجود مشکل مطمئن می سازند تا آسیب روانی کمتری را تجربه کنند) منکر وجود مشکل کودک می شوند و با نادیده گرفتن مشکل کودک، سال های طلایی درمان و آموزش (بهترین سن شروع مداخله زیر پنج سال و در نهایت تا 9 سال است) را از دست می دهند. اما چرا مقابله با این مکانیسم دفاعی و پذیرش واقعیت مهم است?

  • مداخله هر چه در سن کمتری شروع شود موثر تر است چون ساختارهای مغز انعطاف پذیری بیشتری جهت تغییر و جبران دارند
  • مشکلاتی مانند لکنت، یا ناپختگی حرکتی (دست و پا چلفتی بودن) تاثیر مستقیم شدیدی بر اعتماد به نفس کودک دارد و موجب بروز اشکالاتی در روند رشد اجتماعی و سازگاری کودک می شود.
  • عدم مداخله به هنگام در برخی اختلالات مانند بیش فعالی زمینه ساز ترک تحصیل، مشکلات رفتاری- پرخاشگری و حتی رفتارهای ضد اجتماعی  در نوجوانی می شود.
  • هر سنی توقعات شناختی و رفتاری خود را دارد که در سیر طبیعی رشد این سیر پلکانی و حلزونی است. با تاخیر در شروع مداخلات، بدون مهارت های پایه (مانند توجه و حافظه) نمی توان مهارت های مناسب سن (مهارت املا یا ریاضی) را آموزش داد و گاه توقعات از کودک آن قدر زیاد است که والدین و متاسفانه برخی متصدیان آموزش و معلمین خواهان نادیده گرفتن نیازهای پایه ای کودک و پرداختن به مهارت ضروری مورد نیاز کودک در آن سن هستند.
  • عدم مداخله به موقع موجب بروز مشکلاتی در روند رشد طبیعی در نوجوانی و جوانی کودک خواهد بود.

 بنابراین توصیه می شود:

  • به امید اصلاح به مرور زمان، با بزرگتر شدن، اصلاح تغذیه (دادن تخم کبوتر و عسل و قلم و …)، و نذر و دعا (نذر و دعا جایگزین درمان نیست بلکه حتما تاثیر درمان و آموزش را بیشتر می کند) منتظر بهبود وضعیت کودک نشوید.
  • پدر بزرگ ها و مادربزرگ ها بدانند که هیچ انسان سالمی از مشکل داشتن کودکي خوشحال نمی شود. بنابراین از توصیه هایی مانند اینکه “می خواهند رو بچه عیب بگذارند گوش نکن، بزرگ میشه خوب ميشه” جدا خودداری کنندبنابر این حتما به یاد داشته باشیم که: مهمترین معیار عملکرد مناسب سن کودک، کودکان همسال فرزند شماست هر چند تفاوت های بین فردی در عملکرد کودکان همسال و گاه دو قلو موثر است، اما این تفاوت ها چند سال نیست بلکه چند ماه است یعنی اگر متوسط سن تک کلمه گفتن کودک 15-18 ماهگی کودک است و کودکي سه ساله است و تک کلمه هم نمی گوید باید به دنبال بررسی و حل مشکل بود.
ادامه مطلب
  • 1
  • 2